پلاكاني قوه‌ٴ تخيل داشت‌، اما توان عقلي قوي نداشت و نمي‌توانست براي نتيجه‌گيري نهايي‌ ميان افكار خود ارتباط و پيوند برقرار كند. بنابراين چيزي ابداع نكرد و از تأثيرش تقريباً مي‌توان‌ چشم پوشيد، ولي رساله‌اش از مجراهايي بود كه مكانيك سده‌هاي ميانه از طريق آن به لئوناردو داوينچي و كاردانو رسيد.
4. اخترگويي‌. پلاكاني استاد اخترگويي بود و از او دعوت مي‌شد (از جمله در سال 1386)، پيشگويي‌هاي نجومي بكند. او دست كم دو رساله‌ٴ نجومي نوشت‌. شرح بر كتاب افلاك‌ ساكروبسكو و نظريه‌ٴ كواكب (البته اين يكي ممكن است تماماً اخترگويي باشد) و احكام سال‌1405، و در آن هرگونه خطري را كه در آن روزهاي پرخطر وقوعش محتمل بود پيشگويي كرد، ولي توجه مي‌كند كه اصول عقايد مسيحي در مخاطره قرار نگيرد. تأثيرات كواكب قادر به مقابله‌ با مشيت الهي نيست‌، بلكه برعكس‌، مشيت الهي است كه هميشه مي‌تواند آن را بي‌اثر سازد؛ تأثيرات كواكب با اختيار هم منافاتي ندارد. مرد خردمند اگر بخواهد مي‌تواند با آنها مقابله‌ كند. او احتمالاً اين مطالب را براي پيشگيري از تكفير آورده است (زيرا در سال 1392 در مظان آن قرار گرفت‌)، يا اين‌كه واقعاً در سخنش صادق بوده است‌. اعتقاد مشروط به اخترگويي‌ در محدوده‌ٴ راست‌كيشي ظاهراً در آن روزگار شايع بود؛ چون پرهيز از فرامين و آموزه‌هاي‌ اعتقادي مسيحيت و عقايد و كاربردهاي احكام نجوم‌، كه پذيرش جهاني داشت به‌يك اندازه‌ ناممكن بود.

6. نظريات موسيقي
لاندينو

فرانچسكوي فلورانسي‌، فرانچسكولاندينو، موسيقي‌دان ايتاليايي (1325 ـ 1397).
فرانچسكو در سال 1325 در فيزوله نزديك فلورانس زاده شد و در كودكي بر اثر آبله كور شد، از اين‌رو به لاتين فرانسيسكوس كايكوس (فرانسيسكوي نابينا) ناميده مي‌شد.
در زمان فرمانروايي مارتينو دلا اسكالا (1329 ـ 1351)، مدتي در ورونا بود و در سال‌ 1364 در ونيز ديده مي‌شود، ولي بيشترين سال‌هاي عمرش را در فلورانس گذراند. به گفته‌ٴ نوه‌ٴ برادرش كريستوفورو لاندينو (1424 ـ 1504) استاد فن بلاغت در آن شهر، فرانچسكو در فلسفه‌ و اخترگويي معلوماتي داشت‌، ولي در زمينه‌ٴ موسيقي اطلاعاتش عميق بود. او تنها پيرو آكمي‌ در محفل فلورانس بود. در بهشت آلبرت تأليف جوواني دا پراتو در سال 1389، تصوير جانداري‌ از وي عرضه شده است‌. آن داستان با اين‌كه كمتر از دكامرون معروف است‌، در توصيف محفل‌ فلورانس كه در آن موسيقي جديد اجرا مي‌شد، برتر از آن است‌.
او خود را وقف موسيقي ساخت‌. بسياري سازها را مي‌نواخت (گيتار، عود، ارگ‌، پيانو) و